|
ازدست عزیزان چه بگویم ؟ گله ای نیست گرهم گله ای هست، دگر حوصله ای نیست + نوشته شده در سه شنبه 1389/11/26 7:35 PM توسط رها |
زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند. + نوشته شده در یکشنبه 1389/11/24 9:11 PM توسط رها |
یادم آمد که چه شبها پشت آن پنجره تنها غرق میشدم در رویا درد دل میگفتم اشکها میریختم وچه شبها تا صبح من و یارم باهم زندگی میکردیم گرچه دور بودیم از هم.... + نوشته شده در چهارشنبه 1389/05/27 9:51 PM توسط رها |
نمي خواهم بميرم، با كه بايد گفت؟ كجا بايد صدا سر داد؟ در زير كدامين آسمان، روي كدامين كوه؟ كه در ذرات هستي رَه بَرَد توفان اين اندوه كه از افلاك عالم بگذرد پژواك اين فرياد! كجا بايد صدا سر داد؟ فضا خاموش و درگاه قضا دور است زمين كر، آسمان كوراست نمي خواهم بميرم، با كه بايد گفت؟ اگر زشت و اگر زيبا اگر دون و اگر والا من اين دنياي فاني را هزاران بار از آن دنياي باقي دوست تر دارم. به دوشم گرچه بارغم توانفرساست وجودم گرچه گردآلود سختي هاست نمي خواهم از اين جا دست بردارم! تنم در تار و پود عشق انسانهاي خوب نازنين بسته است. دلم با صد هزاران رشته، با اين خلق با اين مهر، با اين ماه با اين خاك با اين آب ... پيوسته است. مراد از زنده ماندن، امتداد خورد و خوابم نيست توان ديدن دنياي ره گم كرده در رنج و عذابم نيست هواي همنشيني با گل و ساز و شرابم نيست. جهان بيمار و رنجور است. دو روزي را كه بر بالين اين بيمار بايد زيست اگر دردي ز جانش برندارم ناجوانمردي است. نمي خواهم بميرم تا محبت را به انسانها بياموزم بمانم تا عدالت را برافرازم، بيفروزم خرد را، مهر را تا جاودان بر تخت بنشانم به پيش پاي فرداهاي بهتر گل برافشانم چه فردائي، چه دنيائي! جهان سرشار از عشق و گل و موسيقي و نور است ... نمي خواهم بميرم، اي خدا! اي آسمان! اي شب! نمي خواهم نمي خواهم نمي خواهم مگر زور است؟ + نوشته شده در سه شنبه 1389/03/04 1:33 PM توسط رها |
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاك
زنده یاد " فریدون مشیری "
+ نوشته شده در شنبه 1388/12/29 11:19 AM توسط رها |
به آرامی آغاز به مردن می کنی + نوشته شده در چهارشنبه 1388/11/28 8:51 PM توسط رها |
Never listen to other people''s tendencies to be negative or pessimistic. ... because they take your هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید... چون + نوشته شده در شنبه 1388/10/19 2:42 PM توسط رها |
زندگی کوتاهتر از آنست که... + نوشته شده در شنبه 1388/08/23 3:0 PM توسط رها |
خدایا! چگونه شکر تو توانم کرد زبانم کوتاه است در برابر این همه لطف گرچه تو خود بهتر میدانی درونم را پس برای رسیدن به ارزوی قلبیم باز هم صبر میکنم یاریم ده تا این آغاز خوب را به پایانی خوب تر مبدل سازم + نوشته شده در جمعه 1388/06/06 11:49 AM توسط رها |
سکوت یا فریاد؟
کدام را برگزینم؟! اگر سکوت کنم و چشم بر رویایم ببندم خود را می آزارم و اگر فریاد زنم برای آنچه که حق من است دیگران را آزرده کرده ام.......
+ نوشته شده در یکشنبه 1388/05/11 11:38 AM توسط رها |
|